چه وقت‌هایی می‌توانیم به حس ششم خود اعتماد کنیم؟

برای همه‌ی ما پیش آمده که حتی در مواقع حساس به حس ششم خود اعتماد کرده‌ایم و بر اساس آن تصمیم گیری کرده‌ایم. بله، خیلی اوقات حس ششم ما درست از آب درمی‌آید، اما گاهی هم نه. پس چطور می‌توانیم بفهیم که اگر به حس ششم‌ اعتماد کنیم، ضرر نخواهیم کرد؟ برای اینکه پاسخ این پرسش را بدانید، اول لازم است با ادراکات شهودی و سازوکار این فرایند آشنا شوید. آن‌وقت است که تازه متوجه خواهید شد فرایند به‌ظاهر ساده‌ای که حس ششم را برای‌مان به ارمغان می‌آورد، اتفاقا بسیار پیچیده و رمزآلود است.


  



حتما بخوانید:

چگونه بر ذهن خود مسلط شویم؟

چطور خوش‌شانس باشیم

۱۰ عاملی که می‌تواند باعث تردید در تصمیم گیری شما شود

برای مثال گاهی پیش می‌آید با اینکه هوا کاملا آفتابی است، به‌محض خروج از منزل تصمیم می‌گیریم که برگردیم و چتر برداریم یا گاهی از همان اول بازی می‌دانیم که کدام تیم برنده است؛ گاهی هم دقیقا این حس ششم‌ ماست که در گزینش و استخدام کارمندان به کمک‌مان می‌آید.


عموم مردم بر این باورند که باید به حس ششم‌ خود اعتماد کنند، اما اگر تصمیم‌گیرنده‌ی باهوشی باشید، حتما خوب می‌دانید که حس ششم‌ همیشه قابل‌اعتماد نیست.


درک شهودی چیست؟

حس ششم


در فیلم «تِرمیناتور»، محصول سال ۱۹۸۴، «آرنولد شوارتزِنگِر» در نقش رباتی انسان‌نما بازی می‌کند که از آینده‌ای ضدآرمان‌شهرگونه و پسارستاخیزی، یا به‌عبارتی کابوس‌آباد، به گذشته سفر کرده است تا «سارا کانِر» را که روزی پسرش رهبر جنبش مقاومت علیه ماشین‌ها خواهد شد، از بین ببرد. نمایش صحنه از دید ترمیناتور به‌شکلی است که گویی بیننده دنیا را از لنز یک دوربین‌ فوق‌پیشرفته‌ی ‌DSLR (دوربین دیجیتال تک‌لنز بازتابی) تماشا می‌کند.


یک مربع نقطه‌ای که نشان‌دهنده‌ی کانون تمرکز است، در میدان دید ترمیناتور حرکت می‌کند و ضمن اسکن محیط می‌کوشد تا هرچیزی را که در میدان دیدش قرار دارند، اعم از مردم و اشیا، شناسایی کند. هرآنچه مورد شناسایی قرار می‌گیرد، سریعا تجزیه‌وتحلیل می‌شود و نتایج آن (به‌طور مثال ابعاد و فاصله‌‌ی جسم شناسایی‌شده با ترمیناتور یا موضع شخص شناسایی‌شده از لحاظ دوستی و دشمنی) در بالای میدان دید ترمیناتور پدیدار می‌شود تا در تصمیم‌گیری و جهت‌یابی در محیط کمکش کند.


فیلم ترمیناتور درواقع نمایی از آینده‌ی دور را نشان می‌دهد، آینده‌ای که در آن ماشین‌ها یا شاید حتی انسان‌ها قادرند به‌وسیله‌ی فناوری‌های هوش مصنوعی یا واقعیت افزوده به چنین قابلیت‌های حسی پیشرفته‌ای دست پیدا کنند. اما جالب است بدانید که ما انسان‌ها همیشه از دید ترمیناتوری برخوردار بوده‌ایم، چرا که درک شهودی انسان از بسیاری جهات دارای کارکرد مشابهی است.


ما درست مثل ترمیناتور دائما درحال اسکن محیط هستیم و سعی به بازشناسی موقعیت‌های آشنا داریم. برای مثال فرض کنید که درحال قدم‌زدن در خیابان هستید و ناگهان چشم‌تان به مردی قدبلند در دوردست می‌افتد که با لبخند برای‌تان دست تکان می‌دهد. این مرد را نمی‌شناسید، اما ته دل‌تان کمی احساس خطر می‌کنید. پس فورا و بی‌اختیار وارد فاز تجزیه‌وتحلیل می‌شوید و برحسب نتیجه‌ای که می‌گیرید، در واکنش به موقعیت پیش‌رو رفتار می‌کنید.


دکتر «گَری کلاین» (Gary Klein)، روان‌شناس شناختی و نویسنده‌ی کتاب معروف «منابع قدرت»، ادراکات شهودی را منبع ۴ داده‌ی اصلی می‌داند:


۱. سرنخ‌های مرتبط

وقتی با موقعیتی آشنا برخورد می‌کنیم، برای اینکه به معنای واقعی آن موقعیت خاص پی ببریم، اغلب اوقات به اطلاعاتی بیش‌ازآنچه در نگاه اول توجه‌مان را جلب می‌کند، نیاز داریم. اینجاست که حس ششم سرنخ‌های مرتبط را از میان میلیون‌ها میلیون سرنخ‌ نامرتبط و پراکنده در اختیارمان قرار می‌دهد. این سرنخ‌های مرتبط دقیقا همان ویژگی‌های به‌خصوصی هستند که باید در کانون توجه واقع شوند.

منبع:.chetor

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.